داعش و ایران


سپاه و ریختن خون بی گناهان در تهران

به دنبال «ریختن خون بی‌گناهان» در تهران توسط داعش، سپاه با صدور اطلاعیه ای اعلام کرد که «هیچ خون پاکی را بدون انتقام نمی گذارد». این در حالی است که جنگ افروزیهای سپاه در عراق و سوریه، و کشتارهای هولناکی که در آن دو کشور انجام می‌دهد، اصلی ترین زمینه شکل گیری داعش بوده است.
سپاه به عنوان بازوی نظامی خامنه ای تلاش می‌کند تا تحرکات داعش در تهران را به عربستان و آمریکا نسبت دهد. سپاه تلاش می‌کند تا به این طریق برای دخالت گری خود در منطقه مشروعیت بخرد. پاسداران تدارک جنگ های بیشتری را می‌بییند.
سپاه می‌نویسد: «سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ثابت کرده است ریخته شدن هیچ خون پاکی را بدون انتقام نمی گذارد و همانطور که امروز نیز با کمک نیروی انتظامی تمامی این تروریست ها را به هلاکت رساند، به ملت ایران اطمینان می‌دهد برای صیانت از امنیت ملی کشور و حفاظت از جان مردم عزیز لحظه ای درنگ نخواهد کرد.»
سپاه تلاش می‌کند تا فرصتی را که داعش با «ریختن خون بی‌گناهان» در تهران برای خلافت خامنه ای فراهم کرده است را دریابد و در برابر ائتلاف منطقه ای و بین المللی، نظام نامقدس را از حلقه انزوا بیرون بکشد.

سپاه اعلام می‌کند که «افکار عمومی مردم جهان بویژه ملت ایران این اقدام تروریستی را که یک هفته پس از جلسه مشترک رئیس جمهور آمریکا با سران یکی از دول مرتجع منطقه که پیوسته حامی تروریستهای تکفیری است را بسیار معنادار و بر عهده گرفتن مسئولیت آن توسط داعش را بیانگر دست داشتن آنهادر این اقدام سبوعانه می داند.»
سپاه به عنوان یک موجودیت تروریستی اصلی ترین خطر برای آزادی و دموکراسی و امنیت در ایران است. سپاه ایران را به سمت جنگ های ویرانگر هدایت می‌کند همچنان که سوریه و عراق را به سرزمین های سوخته تبدیل کرد. داعش و سپاه دو روی یک سکه هستند کار هر دوی آنها «ریختن خون بی‌گناهان» است. به هر میزان که سپاه در انزوا و محاصره قرار بگیرد، داعش نیز به موجودیتی پایان یافته تبدیل می‌شود.

تهران حرم ندارد…
داعش که تهران را زد بزرگترین بدبختی ما به بدترین شکلش محکم خورد توی صورت‌مان: اینکه به‌جای یک صف شدن مقابل داعش، نصف توان‌مان را باید برای خودمان بگذاریم. برای امت شهید پروری که بدون جنگ، بدون کشته و بدون تهدید، روزگارشان نمی‌گذرد و از اتفاقات اینچنینی چنان شاد و مسرور فریاد شادی و هلهله می‌کشند که هر “انسان”ی از دیدنش شرم می‌کند.
این‌ها همان‌هائی هستند که دیروز می‌گفتند اگر جنگ را به عراق و سوریه نبریم، “خواهر و مادر شما” باید در تهران از داعش پذیرائی بکنند. در دنیا کسی باور می‌کند که آنها واقعاً این حرف را گفته‌اند؟ کسی هم نپرسید که برادر من، شما دنبال بهانه برای لشگرکشی به عراق و سوریه هستی خواهر مادر ملت را بهانه نکن.
اول هم تمام تلاش‌شان را کردند که قضیه لو نرود. گفتند فقط بهشان مشاوره می‌دهیم. وقتی خیلی علنی شد گفتند برای دفاع از حرم رفتیم. همچی هم شاخ و پر رو توی چشم‌های آدم نگاه می‌کنند اینها را می‌گویند که انگار الآن ما یک غلطی کرده‌ایم و باید به اینها جواب بدهیم.
تهران حرم ندارد… بدبختی تهران این است که حرم ندارد که دفاع لازم داشته باشد. همه جای دنیا “حرم” مردم آن کشور هستند. در ایران مردم برای حضور جلوی دوربین تلویزیون “ملت فهیم” و از ده دقیقه بعدش “یک مشت فریب خورده” هستند.
در برابر داعش حتماً باید یک صف و متحد شد. ولی من صراحتاً اعلام می‌کنم که با داعش درون کشورم نمی‌توانم در یک صف بایستم. صد بار از خودم می‌پرسم که اگر به مرزهای کشورم هم حمله بشود چی؟ نمی‌دانم… کثافت عالم کسی و کسانی هستند که جواب واضح این سوال را برای من سخت می‌کنند…
تهران حرم ندارد. مدیریت بحران شهری هم ندارد. می‌دانید اگر این اتفاق در سالگرد خمینی افتاده بود که آنهمه مردم ساده دل و دیوانه آنجا جمع بودند چه فاجعه‌ای شده بود؟ اینکه می‌گویم فاجعه هم باز برایم سوال می‌شود: فاجعه فقط برای ما یا برای بقیه‌ی دنیا هم؟ آیا ما هم جزو مردمانی هستیم که هر جای دنیا بشوند مرده‌ایم بگویند به درک؟
اتفاقی که در تهران افتاد وحشتناک بود. شاید بدلیل شرایط جغرافیائی کشورمان، تمام این سال‌ها عادت کردیم مرگ را فقط برای همسایه ببینیم. الآن خودمان هم مرده‌ایم. فرصت خوبی است که بیشتر با همسایگان‌مان هم‌دل بشویم.
 منصور اسانلو  سردبیر خبر گر میگوید :
كارشناسان عمليات نظامي و انتحاري  ارتش  كه تمام عمليات داعش  را رسد مي كنند ، تمامي عكس ها و فيلم ها و ويديوهاي انتشار يافته ديروز و امروز راكه مربوط به اتفاق مجلس و قبر خميني بود، بارها  بررسي كردند. انها إظهار داشتند، چنين حمله گيج و بدون استراتژي ، با حركت هاي اضافي و بدون ثمر كه مجريان طرح  نمي دانند چكار كنند، به زحمت مي تواند كار داعش باشد. ايراني بودن حمله كننده گان و سعي آنها در القاي يك گفتگوي كلاسيك عربي ، خيلي بيشتر كارشناسان را به فكر مي برد. به نظر مي رسد اين ايرانيان كشته شده ، مثل فريب خوردگان و اعدامي هايي  كه به سوريه و عراق در شرايط اجبار وتطميع برده ميشوند، باشند.  مثل همان بدبخت هایی که انفجار در امام رضا را به عهده گرفتند.
(حادثه بمب گذاری حرم مشهد در سال ۱۳۷۳ اونجا که خزعلی میگه اطلاعات به ۵ تا زن روسپی قول داد در صورت همکاری از اعدام به اتهام زنا تبرئه میشن و اونا را مجبور کرد بیان جلو تلویزیون و اعتراف کنن که از مجاهدین پول گرفته بودن تا بمب گذاری کنن ، ولی اینبار به اتهام تروریستی اعدامشون کردن . حتمن دیدین این حرفای خزعلی ر ا با توجه به حادثه دیروز میشه رو این قضیه را البته  از آن نوع دید.)
 اغلب از زندانیانی که زير حكم اعدام قرار دارندبرای انجام این کار ها وعضویت در سپاه زینبیون استفاده می کنند.  اين افراد را در مراحل مبارزه  تجاوز كارانه خود در کشورهای منطقه به كشتن مي دهند . یا در پروژه های این چنینی نابود می کنند. در ابتدای اخبار مربوط به این تروریسم حکومتی خبر امد که یکی دوتا از این حمله کننده گان زخمی ودستگیر شده اند. اما بعد سپاه اعلام کرد که همه کشته شده اند. تا شاهدی باقی نماند.  رضا ملك زنداني سياسي و عضو ارشد سابق وزارت اطلاعات  در ياد داشت هاي خود پرده از انواع توطعه هاي پيچيده اطلاعات سپاه و وزارت اطلاعات در ساختن هياهو هاي بزرگ  بًر داشته است.او می نویسد ،  هر وقت حكومت به زير فشار مي رود مخصوصا با نارضایتی های گسترده داخلی واعتراضات واعتصابات روبرو می شود از این شیوه ها استفاده م کند. با يك تًو طئه و بحران سازي پر هياهو سعي مي كند فرار به جلًو كرده کرده وصورت مساله را پاک کند، و خودش را از زير بار پرسش ها و اعتراضات مردم نجات دهد. به نظر مي رسد تر فند اين بارحكومت در برابر معترضان زود لو رفت ، اكثريت بزرگي از مردم ايران داعشي بودن اين حمله را با مشاورت سران نظام ممكن مي دانند.  چرا که داعش یک نیروی دست ساز است که با گرفتن هر پولی حاضر به ایجاد هر عملیاتی وانتشار هر بیانیه ای است. هنوز درگیری ها در مجلس مثلا ادامه داشت که داعش اعلام می کند ما این کار را کرده ایم.خیلی عجولانه! در يادداشت هاي بعدي جزييات انرا مي نويسم. اما اكنون نتيجه اين تروريسم دولتي  ساخته و نمايشي  به سود کدام جریانات  ميتواند باشد؟  بستن فضاي سياسي و اجتماعي كشور، تهمت زني به افراد وسازمانها ، امنيتي كردن فضاي كشور، جلًو گيري بيشتر از تجمعات و راه پيمايي هاي اعتراضي، ترساندن مردم از تجمع جلًوي مجلس. با اعلام اسامي كشته و مجروح شدن معلمان گرامي که جلوي مجلس کشته وزخمی شدند.اين حكومت ترفند بستن فضاي موجود  وکشتار زندانیان سیاسی و رهبران شناخته شده وفعالین کارگری ومعلم ها وفعالین مدنی هدفش هست.  از نتايج زيادي كه نصيب حكومتگران توسط این روش ها می شود. ان است که جلوی مجلس را ومرکز شهر را منطقه امنیتی اعلام کند . ترس از مرگ را در بین معترضین بیاندازدو فرمول یا امنیت یا حقوقتان ،را در جامعه پیش ببرد. افکار عمومی را اماده پذیرش بستن فضای موجود کند. واگر موفق شود در سکوت گورستانی قتل عام هایی مثل دهه شصت و قتل های زنجیره ای را سازمان دهد. یگانه راه مقابله با این فریب حکومتی جدید ، ایستادگی بیشتر بر اعتراضاتوتسلیم نشدن به خواسته های امنیتی این حکومت است. مطرح کردن روزانه در خواست ازادی زندانیان سیاسی وحفاظت ومحافظت از رهبران میدانی مبارزات صنفی ومدنی و تنها نگذاشتن این عزیزان است.  تجربه 39 ساله این حکومت توطئه گر ، خدعه گر احتمال همه این رویداد ها را می دهد. متحد شویم واز همه زندانیان ورهبران وشخصیت های شناخته شده جنبش نوین مدنی ایران حمایت کنیم. اعتراض های مدنی را گسترش وادامه دهیم. فرصت ندهیم که بار دیگر با ابزار دروغ وترس ما را به عقب برانند. بوی توطئه وکودتا به مشام می رسد. با هوشیاری این بازی جدید تروریسم حکومتی را خنثا کنیم.
سرکگون باد جمهوری اسلامی .
گردآورنده:میلاد سلطانپور

حمله تروریست (جمهوری اسلامی) به ایران




اون چیه تو دستت داری میبریش تو مجلس ؟
کلاشینکف با چنتا خشاب اظافه
توش آب و غذا قایم نکردی که ؟
نه بابا روزم
التماس دعا
بله به همین راحتی وارد محل امنیتی مجلس شدند !
خوردن سیانور ( در داعش بیسابقه است )
انفجار خارج از جمعیت ( در داعش بیسابقه است )
تروریست زن ( در داعش بیسابقه است )
تیراندازی از ساختمان به بیرون ....! داعش همیشه به مردم بی دفاع تیراندازی میکنه ! تاجایی که تاریخ نشون داده هدف تروریست ها حمله به مردم و جمعیت زیاد است نه ساختمان !
گرچه تیر پراکنی بود تا حمله !
چرا دو روز پیش که قبر خمینی پر از ساندیس خور بود حمله نکرد ؟! داعش صبر کرد حالا که خلوته حمله کنه ؟ که کشته کم باشه ؟! چه حمله انسان دوستانه ای !
از همین امروز نه تنها ساختمان مجلس در میدان بهارستان تهران ، بلکه کل کشور درست مثل روزهای بعد از کودتای ترکیه با جو امنیتی شدید روبه رو خواهد شد .
در چنین شرایطی دیگر هیچ یک از اعتراضها و تجمع های مردمی در جلوی درب ساختمان مجلس برگزار نخواهد شد .
دیگر اقشار نازاضی جامعه از جمله فقیران ، بازنشسته گان ، معلمان ، کارگران ، مالباختگان سیستم ورشکسته بانکی و ..... جراعت و مجالی برای گردهمایی و اعتراض نخواهند داشت .
دیگر نیازی به هزینه کردن توان سازمانهای اطلاعاتی و امنیتی کشور برای کنترل و خاموش کردن اعتراضات مردمی ، رو به گسترش در جامعه وجود نخواهد داشت .
در پس هر خبر ، خبری نهفته است . عامه مردم در پی خبرند اما خواص پس از اطلاع  از خبر به جستجوی خبر نهفته در خبراند .
در پاسخ آنهایی که این حمله را کار داعش میدانند و از امنیت در پوست خود نمی گنجند !
میشه برامون توضیح بدین این امنیت دقیقا چه جور امنیتی هست که تو روز روشن بدون هیچ مانعی میریزن تو مجلس کشور و تا چند ساعت از طبقه چهارمش به مردم تیراندازی میکنن ؟؟؟!
سرنگون باد جمهوری اسلامی
گرداورنده: میلاد سلطانپور

صادق لاریجانی


آصادق! «کی چکاره است؟»
آصادق لاریجانی اگر صبح تا شب هم "گلواژه" بگوید و به این و آن بپرد که "تو چکاره‌ای؟" باز هم بر او حٙرٙجی نیست!
او در واکنش به شعار رفع‌حصر مردم، با عصبانیت به روحانی تاخته که: "اصلاً تو چکاره‌ای؟"
او را که کوچکترین لاریجانی‌هاست، یک‌شبه نشاندند بر کرسی "رئیس قوه قضائیه!" و در همان یک‌ شب، او را که احتمالاً دو جزء قرآن هم حفظ نبود، "آیت‌الله" کردند!
این برادر کوچکتر لاریجانی‌ها، فقط در یک شب از برادران بزرگترش، «بزرگ‌تر» شد! فامیلش را "آملی" کرد تا فرق کند و کلی بدبختی کشید تا جایگاهش را اثبات کند! او که تا دیروز از علی‌آقا و جواد حرف زور می‌شنید، حالا باید از خودش یک «آیت‌الله جاافتاده، عالِم و قاطع» نمایش می‌داد!
ظرف یک شب، حکم استیذان و اعدام و حبس و عفو هزاران نفر و ریاست قوه‌ی​ عریض و طویل قضاییه، افتاد دستش! خب آدم از بالانس خارج می‌شود!
حضرت عباسی اگر ما هم بودیم، با این "هجوم قدرت و اختیارات"، دچار اختلال شخصیتی می‌شدیم! دچار توّهم و خود بزرگ‌بینی می‌شدیم! صدا و رفتار و نگاه کردنمان هم عوض می‌شد! هاله نور را که قطعاً می‌دیدیم!
فرض است که «مقامات» را پله‌پله بالا می‌روند.
مثلاً برای آیت‌الله شدن، لابد باید سالها درس خواند تا «آیت‌الله» شد. در دستگاه قضائی هم، لابد باید به درجاتی از حقوق‌دانی و عدل و بی‌طرفی برسد تا قاضی شود؛ چه رسد به قاضی‌القضات!
آن وقت این طفلک را یک‌شبه هم آیت‌الله کرده‌اند و هم قاضی‌القضات! مشخص است که با دیگران با زبان «شما چکاره هستید؟» حرف می‌زند!
آدم کوتوله‌ای که یک‌شبه اینقدر جهشی بالا رفته، به طرز مضحکی، ادای "بزرگان" را در می‌آورد! صدایش را دالبی می‌کند، نگاهش را نافذ، و هی سخنان قاطع صادر می‌کند؛ و درباره‌ی حصر بزرگانی که در خیال هم تجسم نمی‌کرد، حرف می‌زند…!
شبیه "قصه سلطان و شبان" وقتی شبان را بر تخت سلطانی می‌نشانند، هویتش را می‌بازد. متوّهم می‌شود، حس می‌کند دنیا به او رو کرده، دور سرش «هاله‌ی نور» می‌بیند! تُن صدایش عوض می‌شود. بعد یابو ورش می‌دارد که حتماً خبری هست!
شما به یک کلاغ هم آن قدر بها بدهید، خودش را یک طاووس زیبا می‌پندارد: "این منم طاووس علیین شده!"
اما بین مقام "انتصابی" و "انتخابی" فرق‌های فراوانی هست که شما بهتر از بنده می‌دانید.
آصادق لاریجانی حتی منتخب یک شورا در روستا هم نبوده، و یکباره به بالاترین درجه قضایی "منصوب" شده! آخر این چه «بازی روانی» بود که با روح این شبان طفلک کردند و به بالاترین مقام قضایی کشور منصوبش نمودند!
طبیعی است آصادق، از «منتخبان ملت» که به «رأی اعتماد ملت» می‌بالند، کینه به دل داشته باشد و به آنها بگوید: «تو چه کاره‌ای؟»
«منتخب ملت»، یک وزن اجتماعی دارد که علی‌آقا هم با نمایندگی مجلس قم آن را چشیده! ولی این طفلک تمام «هست و نیستش» نصبی و انتصابی است و مزه‌ی رأی ملت را نمی‌داند!
او باید مدام تملق بگوید و چشمش به لبان بالایی باشد. و فقط درباره فرمایشات رهبری، انشاء بنویسد: از فتنه، بصیرت، نفوذ، دشمن…!
یک «مقام منصوب»، به سادگی یک واشر یا لامپ، قابل تعویض است! اما «پر عبای یک منتخب ملت»، مثل موسوی و خاتمی یا روحانی به «کل مقامات نصبی» می‌ارزد. حلاوت مقامی که با رأی ملت به دست می‌آید کجا و بی‌مزه‌گی مقامی که به مِهر و قهر یک نفر بسته است کجا؟
«میز انتصابی»، با یک امضاء​ به امثال آصادق می‌رسد و با دستخطی هم پس گرفته می‌شود! همین حالا آصادق می‌داند که سر بگرداند، ابراهیم رئیسی را جای او می‌نشانند!
اگر بخواهم سخنی به آصادق لاریجانی بگویم، به او یادآوری می‌کنم مقامی که دارید "قرضی" است! نسیه است! ناپایدار است! کینه‌ی قلبی شما از «محبوبیت محصوران» را می‌فهمیم. شما آرزو دارید سود آن ۶۳ حساب بانکی قوه قضائیه را نداشتید، یا اصلاً «آیت‌الله حکومتی» نبودید، اما نصف شیخ مهدی کروبی در بین مردم «رأی و هوادار» داشتید! مردم بعد از ۸ سال هنوز آنها را فریاد می‌زنند!
دیگر فهمیده‌‌اید که یک «منتخب مردم» می‌تواند با "رأی ملت" بر شما منصوب‌ها فخر بفروشد و «مقام نسیه‌تان» را تحقیر کند! اگر این کار را نمی‌کنند، بگذارید پای بزرگواری‌شان.
یک منتخب ملت «همه‌کاره است» و به تعداد آرائی که دارد، بر شما منصوبین حق پرسش دارد. او به تعداد «رأیی» که دارد،  مختار است که مطالبات مردمش را پیگیری کند.
«منتخب ملت همه‌کاره است!» اما فقط یک پرسش باقی می‌ماند؛ اینکه «آصادق چه کاره است»؟
مردی که امروز در «صیغه‌ی موقت» این مقام انتصابی است و فردایی که عزل بشود، مثل آن «شبان پریشان» سر به بیابان می‌گذارد و از خود می‌پرسد: «من چه کاره‌ام؟»
و بالاتر اینکه از خود می‌پرسد: «من حالا کی هستم؟»
چیزی که پاسخش را شاید هرگز نتواند بفهمد…
نويسنده بابک ‌داد
۱۱ خرداد ۹۶
البته من بر این باورم که انتخابات در کشور ما هیچ معنایی ندارد .
تا زمانی که آزادی وجود نداشته باشد همیچی منصوب شده است .

مرگ بر اصل ولایت فقیه


با گذشت  1400 سال نظريه‌ی  ولایت فقيه توسط ايت الله خمينی و منتظری تدوين شد. اما اين نظريه هم بدعتی بيش نيست و خود اين تاخير 1400ساله، مؤيد عدم وجود نصی از قرآن وسنت برای آنست. در اینجا بصورت خيلی كوتاه به آن اشاره می كنم. برای ولايت فقيه هيچ سندی در قرآن و سنت پيامبر وجود ندارد. همين كافی است كه آنرا صد درصد بی اعتبار كند، چون چيزی كه در قرآن و سنت پيامبر نباشد جزو اسلام نيست.
البته ايرانيان صدها بار شنيده اند كه منظور از اولی الامر در آيه ی  95نساء ، ولايت فقيه است.
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ نساء ..﴿نسا 59﴾ترجمه: اى كسانى كه ایمان آوردهايد از خدا و پيامبر و اولياى امر خود اطاعت كنيد.
 اما اينهم از توليدات روحانيون حاكم بر جمهوری اسلامی است.  به طور خلاصه اين آيه در مورد فرمانده انتخابی پيامبر در يک سريه (جنگی كه پيامبر در آن حضور ندارد) است كه به مسلمانان توصيه می كند كه از فرمانده منصوب پيامبر تبعيت كنند. اما در شيعه، منظور از اولی الامر ، امامان دوازده گانه هستند چون كليه ی احاديثی كه در منابع شيعه وجود دارند همين معنی را بيان می كنند (برای تفصيل به الميزان مراجعه كنيد).
اما ناگهان بعد از به قدرت رسيدن روحانيون در ايران، معنی آيه هم عوض شد و به دلخواه حكومت، شامل ولايت فقيه هم شد تا موقعيت ولی فقيه را در دل مردم كم سواد تحكيم كند.
آیت الله خمينی در كتاب ولايت فقيه، بر اساس چند حديث ضعيف (از نظر سند و دلالت) از امامان شيعه سعی كرده ولايت فقيه را اثبات كند.
سپس آيه الله منتظری در كتاب "دراسات فی ولايه الفقيه" كليه ی احاديث مزبور را از نظر سند و دلالت رد كرده است.
جالب است كه بدانيد مهمترين این احاديث مقبوله ی عمر بن حنظله است كه آيه الله غروی در كتاب "فقه استدلالی" با بيش از  20دليل، جعلی بودن آنرا اثبات كرده است.
 سپس آيه الله منتظری با تمسک به استدلال ضعيف و نارسایی خواسته ولايت فقيه را  اثبات كند. بدين نحو كه در اسلام ويژگيهایی برای مدير يا مسئول مطرح شده از جمله: عقل و علم و عدالت و توانایی. سپس علم را به معنی علم دين (فقه) گرفته و گفته پس رئيس جامعه بايد فقيه باشد.
 در صورتيكه اين ويژگيها عقلی اند و اسلام ارشاد به عقل كرده و مفهوم آنها اين است كه هر كس می خواهد پستی را بگيرد بايد در مورد آن پست آگاهی و توانایی كافی داشته باشد و آدم فاسدی هم نباشد. مثلا كسی كه می خواهد رئيس يك دبستان شود بايد تجربه ی كافی آموزشی و اطلاعات تربيتی كافی داشته باشد اگر آگاهی يعنی فقه، پس رئيس دبستان هم بايد فقيه باشد. كسی هم كه می خواهد رئيس كشور شود بايد فرد با تجربه ی سياسی و دارای آگاهی سياسی و اداری باشد و آدم توانا و پاكی باشد. اين چه ربطی به ولايت فقيه دارد. مگر رئيس جمهور می خواهد نماز و روزه و حج و حيض و نفاس و زكات و خمس ووو انجام دهد كه بايد فقيه باشد.
اين برداشت غلط آقايان از آنجا ناشی می شود كه گمان می كنند همه چيز در اسلام هست. و بعد از 39 سال كشتار و ظلم و خرابی و عقب افتادگی هنوز هم گمان می كنند كه با رساله ی عمليه می شود جهان را به بهترين وجه تا قيامت اداره كرد. درحالی که  میتوان دید که در اسلام قوانين لازم حتی برای  %10امور كشوري نيز و جود ندارد و تازه اين احكام اكثرا قابل اجرا نيستند، پس تقريبا هيچ. چنانچه تا كنون ديديد كه احكام زنان و بردگان و جنگ او سارت و اهل كتاب و ديگر كفار و ..نه انسانی اند ونه قابل اجر ء.
وای كه ما مردم از جمود و يخ زدگی ذهن این روحانيون چه ها كشيده ايم و چه ها خواهیم كشيد.
همه ی مراجع گذشته و بيشترمراجع معاصر شيعه هم ولايت فقيه (بمعنی حاكم سياسی)را قبول ندارند. از جمله آخوند خراسانی، محسن حكيم ، سيد احمد خوانساری، و خویی.
مثلا آيت الله خویی در مصباح الفقاهه می گويد: " ولايت در زمان غيبت با هيچ دليلی برای فقها ثابت نمی شود". كسانی كه با فقه آشنایی دارند می دانند كه فقهای بزرگ، چه سنی و چه شيعه، بسيار محتاط هستند اما انسان وقتی ادله ی خمينی و منتظری را بر ولايت فقيه می خواند از بی احتياطی حيرت انگيز آنان به حيرت می افتد.
جالب است كه نكبت اين بدعت اپ ، دامن خود را هم گرفت. خمينی بر اين پايه ی پوشالی، كاخ عظيمی ساخت و ولايت را مطلقه، مادام العمر و فرا قانونی و حتی فراتر از اسلام دانست بطور خلاصه اختياراتی به ولی فقيه داد كه پيامبر و امامان هم برای خودشان قائل نبودند.
در اينجا توجه شما را به سوال و جوابهایی از آيه الله مصباح كه مشابه نظرات آيه الله خمينی است جلب می كنم:
س: آيا ولی فقيه در مقابل سايرين پاسخگوست؟
ج: خير ، ايشان فقط در مقابل خداوند تبارک و تعالی پاسخگوست و در مقابل ساير افراد غير پاسخگوست.
س:ايا ولی فقيه برای مردم عادی نقد شدنی است؟
ج:خير همانگونه كه عنوان شد عقل مردم عادی قاصر از ورود به اين مسائل است و اساسا مردم عادی حق ورود به سياست را به اين معنا ندارند .
س:ايا ولی فقيه از طرف ساير فقها نقد شدنی است؟
ج: خير ، ساير فقها حق دخالت در حكومت را از حيث اينكه فقيه هستند ندارند و از اين لحاظ فرقی با مردم عادی ندارند ،لذا موضع ساير فقها و حتی مراجع ولی فقيه برای فقها نيزمثل سايرمردم غيرقابل نقد است.
س:ايا اعضا مجلس خبرگان رهبری يا رئيس ان ميتوانند از رهبری سئوال نمايند؟
ج: مجلس خبرگان رهبری مجرای تجلی و ظهور مقام عظمای ولايت است ولی در ادامه كار هر گونه نظارت به هر صورت باطل است و حتی نوشتن نامه به ايشان حرمت شكنی محسوب می شود چون همانگونه كه گفته شد از ايشان نبايد در مورد اعمالشان سئوال كرد
س: اختيارات مقام عظمای ولايت محدود است يا نامحدود.
ج: مقام عظمای ولايت دارای اختيارات نامحدود است و می توانند درزمانی كه لازم می بينند حتی واجبات شرعی مثل حج را نيزبرای مدت محدود تعطيل كنند تا چه رسد به تصميمات جزئی تراز قبيل عزل و نصب مقامات و ...
س:ايااختيارات مقام عظمای ولايت به مكان خاصی (مثل يك كشور خاص) محدود ميشود؟
ج: خير ،اختيارات مقام عظمای ولايت هيچ قيد مكانی ندارد و ايشان ولی امر مسلمين جهان هستند .
س: آيا قانون اساسی قيدی برای اختيارات مقام ولايت محسوب می شود؟ توضيح اين كه دريافتيم كه اختيارات مقام عظماي ولايت در قيد مكان و زمان خاص نيست، حال در خصوص قوانين وضع شده از طرف بشر مثل قانون اساسی چطور؟
ج: خير انچه در قانون اساسی در رابطه با اختيارات مقام عظمای ولايت امده صرفا نمونه و كف اختيارات است و نه سقف ان و همانگونه كه از عنوان ولايت مطلقه مشخص است ، اين ولايت مطلقه بوده و در هيچ قيد قانونی نمی گنجد و الا  مطلقه نبود .
س: موضع مردم عادی در مقابل ولايت فقيه چيست؟
ج: چون ايشان نايب امام زمان (عج) می باشند، موضع مردم عادی ما در قبال ولايت مطلقه، بايد اطاعت مطلقه باشد و تفكرو سئوال در مورد عملكرد ايشان از وساوس شيطان است كه بايد به خداوند متعال پناه برد.


نتايج عملی ولايت فقيه
استبداد بدترين نوع حكومت است و استبداد دينی بدترين نوع استبداد است و استبداد ولايت فقيه استبداد دينی است. کسانی كه هم استبداد شاهنشاهی را ديده اند و هم استبداد ولايت فقيه را، جمله ی فوق را كاملا لمس می كنند.

در زيانهای استبداد كتب بسيار نوشته شده ، بنابراين خوانندگان را به اينگونه كتب ارجاع می دهم از جمله توصيه می كنم كه فصل ولايت فقيه از كتاب ارزشمند " تولدی ديگر" اثر دكتر شجاع الدين شفا را بخوانيد. در اينجا بطور اختصار به بعضی نتايج ويژه ی استبداد ولايت فقيه می پردازيم:

 ذلت ظاهر و باطن: در استبداد غير دينی استبداد ظاهری است و در استبداد مذهبی استبداد باطنی است. مردم در مقابل ديكتاتورها از روی ترس در ظاهر تسليم و خاضعند اما در حكومت دينی مردم هم در ظاهر و هم در باطن تسليم و خاضعند. چون استبداد دينی به خدا و مذهب منسوب است، مردم مؤمن از حاق باطنشان ذلت و بردگی خويش و فرمانبرداری از حاكم مذهبی را می پذيرند.
نابودی كرامت انسانی. بركشيدن يكی تا فلک، لاجرم منجر به فروكشيدن ديگران می شود. از كرامت و عزت ما  80 ميليون انسان در مقابل ولايت فقیه چه مانده ست؟ هيچ ما افراد نافهم و صغيری محسوب مي شويم كه قادر به تشخيص مصلحت خويش نيستيم و تنها يك نفر ، ولايت فقيه است كه مصلحت ما را تشخيص می دهد و طبعا به زور هم می تواند ما گوسفندان را به سوی مصلحتمان سوق دهد. مردم خوب در جمهوری اسلامی چه مردمی اند. مردمی كه هيچگاه در صحت فرامين ولی فقيه ترديد نكنند، مردمی كه اصلا فكر نكنند، مردمی كه هر چه ولی فقيه مي گويد بدون تامل با فرياد بلند تاييد كنند، مردمی كه چون سگان دست آموز به فرمان ولايت فقيه به هر كه او بخواهد حمله كنند. او سعی دارد همه ی ما را به بسيجی تبديل كنند نوجوانانيكه بايد در شروع جوانيشان ، تفكر و نقد و خلاقيت و دانش بياموزند توسط اين سيستم، شستشوی مغزی  می شوند و به بدترين درندگان تبديل می شوند .
باشد روزی که سرنگونی این  حکومت فاسد و مستبد را با چشمان هم ببینیم .
سرنگون باد جمهوری اسلامی .
مرگ بر اصل ولایت فقیه .
گردآورنده : میلاد سلطانپور

بازی انتخابات


چه بازی با حساب کتابی بود.
یک طرف نشاندهنده ی تغییرات و اصلاحات با رنگ بنفش.
یک طرف بازی با رنگ سبز امام رضا و عقاید ملت.
دو طرف از همه لحاظ ضد افکار و عقاید هم.
دو طرف از همه لحاظ طرف نظام سر تا پا دیکتاتور.
نظامی که بازی با کلمات رو خوب بلده..
نظامی که هر چهار سال قبل از انتخابات یک ماه تمام ازادی مطلق در اختیار مردم قرار میده.مردم فراموش کاری که در همون یک ماه تغییر رو حس میکنن و به این نتیجه میرسن که ازادی مطلق وجود داره.
نظامی که حرف گراست و نه عمل گرا.
فردا دوباره رئیس جمهور منتخب مردم که خوب قبل از انتخاب مردم صلاحیت نظام دیکتاتوری را داشته و کاندیدای ریاست جمهوری شده مشخص میشه.
و دوباره با رای شما ملت این نظام به حیات خود ادامه خواهد داد.
با رای دادن دوباره سلام کردید.
سلام به اختلاص.
سلام به گشت ارشاد.
سلام به حجاب اجباری.
سلام به اوین.
سلام به اسید.
سلام به بسیج.
سلام به لغو کنسرت.
سلام به مرگ بر...
سلام به 22بهمن...
سلام به ریش...
سلام به دادگاه...
و در اخر
سلامی دوباره به بوی گند زیر بغل نظام دیکتاتوری.
خداحافظ ای مردم همیشه در صحنه.
خداحافظ.

انتخابات یا انصابات ؟!


قبل از نوشتن این متن یک نکته یادم آمد که دوست داشتم با شما دوستان درمیان بگذارم
روزی فردی میخواست خودرو بخرد در آن شهر یک نمایشگاه ماشین داشت وقتی رفت آنجا فقط در آن نمایشگاه چند دستگاه خوردو بود اما همه ی آنها یک مدل ( پیکان) و در رنگهای مختلف بود بنظر شما بخرد؟ کاری که شما 37 ساله میکردید. اگر آن فرد میخرید فقط پولش را هدر داده اما شما 37 سال از عمرتان و ضرر های بنیادین که بعد رفتن رژیم آخوندی سر از خاک بیرون می آورد.


با وجودی که 37 سال از عمر این نظام گذشته و انتخابات پشت انتخابات و گردهمایی های مختلف نظیر 22 بهمن ویا 13 آبان هنوز گاهی و جایی میشنویم که امید به اصلاحات هست .دو دوره ی سردار سازندگی که در ظاهر عمرآن و آبادانی کشور بعد جنگ بود ولی میراث تک تک ایرانی ها را از خاک بیرون می آورد بیشترین ترور ها و اعدام ها در این دوره بود گرچه هر دوره شکل اعدام ها فرق میکرد تیرباران اوایل انقلاب بود طناب دار تا الانشم هست مخصوصا در مکان های عمومی و گاهی هم حال و حوصله پروسه دادگاه را نداشتن در محل زندگی خود فرد او را راهی بهشت میکردند با زور.....
آیا از خودتان پرسیده اید که درک درستی از اصلاحات دارید ؟ 8 سال دوره سید محمد خاتمی را اکثرا یادتان هست بیتشرین امار توقیف نشریات و روزنامه نگاران را داشت. این فقط یکی از خدمت های دوم خردادی های عزیز به مردم ایران بود.

این نئوری دوحزبی کردن نظام  حاکم است برای راضی کردن و بازی کردن با روشنفکران نو ظهور که خواستار اصلاحات بدون جنگ وجدل هستند.. شکل گرفت و اجرا شد . در اصل آقای خامنه ایی احیای نظام و قدرتمند شدن سیستم حکومتی فعلی را مدیون جبهه اصلاح طلب ها هست. بروید پیشینه همه ی سران اصلاحات را با دقت مطالعه کنید و ببینید چه فرقی با دلواپسان به اصلاح نزدیکان رهبری داشته اند. ای ملت ایران اگر اصلاح طلبان خواستار رفاه و آسایش و آزادی برای شما بودند در سال 88 کروبی و موسوی هم از جمله کسانی بودند به ملت ایران خیانت کردند و شما را تنها گذاشتند.. دقیقا وقتی که ملت شعار مرگ بر ولایت فقیه سر دادند چرا؟ چون این یک بازی بود چون وقت هرس کردن فرا رسیده بود باید یک سری مخالفین را از میان برمیداشتند.. واکسینه کردن نظام صورت گرفت با آمدن روحانی برای ساختن سیاست خارجی قوت گرفت .

ملت ایران مطمئن باشید این ثروتی که در ایران وجود داره هیچ وقت این اصلاح طلب ها بفکر حذف نظام نمیباشند و این بازی ها هم اگر واقعی باشند فقط برسر قدرت مدیریتی ثروت ایران هست.

ملت مخالف واقعی  در صف حذف این رژیم باشید. اصلاح طلبان یک عروسکی بیش نیستند. اینها همان کاسه لیسان بیت رهبری هستند که اگر براستی مخالفتی باشد با اصل نظام نیست همه در اصل نظام ..هماهنگ هستند. مانور های انتخاباتی  .
 ای ملتهای ایران دموکراسی ، آزادی و ... بدون خون دادن شکل نمیگرد این واقیعت را تاریخ اثبات کرده . افکارتان را عوض کنید واقع بین باشید بقول چرچیل اگر انتخابات تاثیر گذار بود سیاستمدارن آن را از میان برمیداشتند.

ملت ایران درد ما روسری و آستین کوتاه و گوش دادن به موزیک نیست. درد ما در افکار و باور های غلط سنتی و مذهبی ماست عشق را از پستو خانه بیرون بیارید بجایش مذهب رو انجا بگذارید. بگذارید عشق نفسی بکشد خودی بنماید دیگر روزگار عشق و انسان دوستی است .حرام و حلال کردن و کافر خطاب کردن و دخالت در زندگی دیگران بس است.
خدای تو ....خدای توست شاید خدای من نباشد!!!!!!!
سرنگون باد جمهوری تروریستی اسلامی ایران
نوشته از : مازیار کشوری
گردآورنده: میلاد سلطانپور

انیشتین به وجود خدا باور دارد!!!


ترجمه :
لغت خدا برای من چیزی بیش از بیان و محصول نقص بشر نیست. انجیل مجموعه ای است محترم اما بدوی از قصه هایی که به هر حال کودکانه هستند. هیچ تفسیری ، تفاوتی ندارد هر اندازه که هوشمندانه باشد ، این واقعیت را تغییر نمی دهد. 
آلبرت اینیشتین. (تصویر در قلمرو عمومی است.)

روزی خانه ی دوستی برای مهمانی شام دعوت داشتم. پس از ورود به مهمانی و تعارفات معمول، به یکباره از من پرسید که آیا به وجود خدا باور دارم یا خیر؟
برای شروع گفتگو بعد از احوالپرسی پرسش عجیبی بود اما من سعی کردم بدون اینکه به اعتقادات میزبان اهانت کنم برایش توضیح دهم که این پرسش به ظاهر ساده اش می تواند پاسخ های نه چندان ساده داشته باشد.
واژه خدا در گذشته همواره مفهوم یکسان و مشابهی نداشته و امروز هم معانی متعدد دارد. خدایان مردم بابل همان خدایان آشوری، سومری یا مصری نبودند. (در بسیاری موارد این خدایان حتی شبیه به یکدیگر هم نیستند.) خدای عهد عتیق یهودیان همان ویژگیهای خدایان یونانی یا رومی را ندارد. خدای مسلمانان همان خدای زرتشتیان (یا خدایان زرتشتی) نیست. خدای ارسطو و خدای سقراط، خدایان متفاوتی بودند. ولتر و اسپینوزا و دکارت هم خدای یکسانی نداشتند. اگرچه همه ی خدایان به نحوی مشمول همان مفهوم خدا می شوند؛ من به وجود هر کدام از این خدایان باور داشته باشم لاجرم نسبت به بقیه اشکال خدا کافر هستم و هیچکس نمی تواند ادعا کند که به همه ی این خدایان باور دارد. پذیرش هر کدام از اینها نفی دیگری است، بنابر این پاسخ به این پرسش آسان نیست. با اینحال دوست من اصرار داشت که نیروی ورای همه چیز در جهان وجود دارد که آن نیرو خدا نامیده می شود و برای اثبات این ایده هم ادعا می کرد که همه دانشمندان به وجود آن واقف هستند. وقتی پرسیدم که مثلا یکی از این دانشمندان که چنین وقوفی دارد را نام ببرد؛ فی الفور چند حدیث و جمله قصار از انیشتین، فیزیکدان مشهور، درباره اهمیت وجود خدا و اعتقاد به آن برایم فهرست کرد. کار که به نقل حدیث رسید، بهتر دیدم که موضوع بحث را از اثبات وجود یا عدم خدا به دستپخت خوشمزه و مهماننوازی صاحبخانه تغییر دهم.
گردآورنده: میلاد سلطانپور